روزنوشت‌ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
وبلاگ‌ها و مطبوعات
يک‌شنبه - ۲ دي ۱۳۸۶

وبلاگ‌ها و مطبوعات

نكته‌اي به نظر رسيد كه البته خطاب آن به مطبوعات و نشريات داخلي است و اهميت آن را بعد از خواندن اين مطلب كوتاه حس خواهند كرد. معمولاً برخي نشريات در سال‌هاي اخير هر جا ستون كم مي‌آورند به اينترنت رو آورده و مطالبي را از ميان آن كپي مي‌كنند. لازم به يك يادآوري بسيار مهم است كه ذات اينترنت با مطبوعات در ايران و بازخورد آن ميان مخاطبيان و تأثير «پيام» آن به دليل ماهوي و محتوايي اين دو بسيار متفاوت است. اين را روزنامه‌نگاراني كه در هر دو حوزه كار كرده و تجربه دارند به خوبي خواهند فهميد. مطبوعات حداقل در مقايسه با وبلاگ‌ها و نشريات آنلاين، رسانه‌اي سنتي به شمار مي‌روند و بحث اينجا در مورد تضاد هميشگي سنت و مدرنيته در ايران است!

نمونه‌هاي بسياري بر اساس تجارب گذشته در اين مورد مي‌توان مثال زد. چه بسا يك مطلب كه در يك وبلاگ نوشته مي‌شود تاثير آنچناني جز بر بخش معدودي از وبلاگ‌خوان‌ها و وبلاگ‌نويسان ندارد. اما همان مطلب وقتي در قالب مطبوعات (به صورت فيزيكي و ملموس) درمي‌آيد حداقل در داخل ايران تاثير متفاوت‌تري دارد. فرض شما امكان دارد مطلبي در مورد سياست يا جامعه بنويسيد، عكسي يا كاريكاتوري بگذاريد و مدت‌ها و ماه‌ها و سال‌ها نيز در سطح اينترنت ايراني پايدار باشد و لينك‌هاي بسياري نيز بگيرد و حتي بسيار بيشتر از تيراژ يك نشريه خوانده شود و بحث‌هاي بسياري در مورد آن بشود اما هيچ واكنشي در عالم حقيقي (جامعه ايران) نسبت به آن مطلب مشاهده نكنيد چون مخاطب شما حداقل در زمينه دانش روز و نيز بافت سني و حتي طبقه اجتماعي و تحصيلي «خاص»تر است. شايد اگر تمام وبلاگ‌هاي ايراني را جمع كنيم جز ميان خودشان كمتر تاثيري را نظير مثلاً وبلاگ Boing Boing بر عالم واقعي داشته باشند. حال اگر همان مطلب در قالب مطبوعات (فيزيكي و عيني) منتشر شود، بازخورد بسيار متفاوتي خواهد داشت چون اينجا با مخاطب «عام» و يا مخاطب خاص خوگرفته به رسانه‌هاي سنتي بيشتر سر و كار خواهيد داشت. بسيار اتفاق افتاده چاپ يك كلمه يا يك جمله يا مقاله و عكس و كاريكاتوري در نشريه‌اي جنجال به پا كرده، باعث آشوب و بحران و درگيري شده و در نهايت موجب تعطيلي آن نشريه شده است.

وبلاگ‌ها به دليل ذات تمركزناپذيري و آزاد آن، گاه جسور و بي‌پرده و خارج از قواعد و قوانين مطبوعاتي و وراي زبان مرسوم مطبوعاتي مي‌نويسند و اغلب نثر وبلاگي و حتي مخاطب آن بسيار با نثر مطبوعاتي و محافظه‌كاري و محدوديت‌هاي قانوني آن و نوشتن در سايه‌ي شمشير داموكلس قانون مطبوعات متفاوت است و تفاوت اين دو گونه «رسانه» حداقل در اين مورد خود را نشان مي‌دهد.مثلاً سال گذشته بود كه كپي‌برداري و چاپ مطلب طنزي از يكي از وبلاگ‌نويسان بدون ذكر نام او در نشريه‌اي محلي در بندرعباس موجب جنجال و تعطيلي آن نشريه گرديد. حتي عده‌اي كفن‌پوش شده و دفتر نشريه را آتش زدند! در حالي كه همان مطلب مدت‌ها در اينترنت بوده و جمع بيشتري آن را خوانده بودند.

براي مخاطب ايراني خوگرفته به رسانه‌هاي سنتي (مخصوصاً تلويزيون و مطبوعات) از اين واكنش‌ها و تضادها و گاه سوءتعبير و سوءتفاهم‌ها بسيار بسيار اتفاق مي‌افتد. گوناگوني انديشه‌ها و تفرق زباني و قومي و گاه غلبه‌ي احساسات عمومي بر افكار عمومي در ايران و نيز عدم توسعه فرهنگ همگرايي و همه‌پذيري و البته عدم وجود جريان اطلاع‌رساني آزاد و نيز فضاي به شدت سياسي كشور و همچنين توسعه‌نيافتگي اينترنت و رسانه‌هاي مدرن و يا بي‌تجربگي برخي مطبوعات، از مهم‌ترين علل چنين رويدادهايي است.

در نهايت توصيه به اصحاب مطبوعات و مديران مسؤول و سردبيران نشريات و هر نوع مطبعه‌ و نشريه‌ي كاغذي داخلي و محلي و سراسري در ايران اين است كه اين نكته را نه به عنوان مساله‌اي محافظه‌كارانه بلكه به عنوان شناخت تاثير دو رسانه‌ي متفاوت و واكنش مخاطبين اين دو، در نظر بگيرند و در كپي مطالب از اينترنت و سايت‌ها به ويژه مطالب وبلاگي در حوزه جامعه و سياست و به ويژه از افراد ناشناس يا بدون سابقه مطبوعاتي كه قوانين و وضعيت موجود را نمي‌شناسند، بسيار مراقب باشند كه برايشان بعداً مشكل ايجاد نشود.

■ نكته:

مؤثرترين رسانه‌ها و ابزارهاي رسانه‌اي و فرهنگي در ايران از ديدگاه من به ترتيب:

1- شايعات و روايات شفاهي!

2- كانال‌هاي تلويزيون داخلي (صدا و سيما)

3- كانال‌هاي تلويزيون خارجي (ماهواره‌اي)

4- راديو‌هاي خارجي (بيگانه!)

5- راديوهاي داخلي (خودي!)

6- سينما، فيلم، ويديو

7- مطبوعات

8- اينترنت و وبلاگ‌ها

9 – كتاب

10- نمايش (ته‌آتر)

11- ساير

:: لينك ::

لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
يك ايراني عاشق صدام!
توصيفي بسيار زيبا درباره زمين
.
مزه مزه مي‌كنه بزنه نزنه
اگه مي‌توني منو بكش!
شوهر ظالم محصول رژيم!
همه چيز درباره فارنهايت 451
عضو شيردهي!
براي خودمان متأسفم!
وبلاگ‌نويسي و ترس از بزرگ شدن
نوشته‌هاي اصلي
ليست نوشته ها
گروه هاي نوشته ها

جستجو

آرشيو نوشته ها
شهريور ۱۳۸۹
شيدسچپج
۳۰ ۳۱ ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹
۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۱ ۲
خروجي هاي XML


ساير امکانات
جستجو
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
خروجي هاي اطلاعات

يك فنجان طنز تلخ
links
گزارش‌ها
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۶۹۸۲۹۵۳ صفحه
مشاهده امروز: ۶۰ صفحه
بيشترين مشاهده:
سه‌شنبه - ۲۱ آبان ۱۳۸۷
تعداد: ۱۴۹۷۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۲ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
دوشنبه - ۲۴ اسفند ۱۳۸۳
تعداد: ۷۷ نفر
تبليغات
يك فنجان طنز تلخ

يك فنجان طنز تلخ - گزيده طنزهاي مطبوعاتي و اينترنتي ناصر خالديان، در كتاب‌فروشي‌هاي معتبر و غيرمعتبر!
گروه نرم‌افزاري وبيليکس
برنامه نويسي سايت‌ها و سيستم‌هاي نرم‌افزاري، مديريت سرورهاي اينترنتي و نرم افزاري و خدمات ثبت دامنه و تخصيص فضا
Gooya UK
Gooya UK

Persian Media Resources with Direct Online Access to Persian TV Channels, Radio Stations, News, Links, World TV, Internet Tools & other Media Resources
دبليو ايکس بلاگ WX-Blog
نرم افزار مديريت وبلاگ، فتوبلاگ، روزنوشت و لينکدوني به همراه امکانات ويژه براي کاربران فارسي زبان
پي سي دانلود
P30 Download

بهترين مرجع نرم‌افزاري فارسي‌زبان

دانلود جديدترين نرم‌افزارهاي روز
نگاه طنز ناصر خالديان به جامعه، فرهنگ و رسانه‌ها

khaledian@gmail.com

مشاهده نوشته ها بترتيب به صورت
وب‌نوردي با انگشت اشاره
شنبه - ۶ مرداد ۱۳۸۶

Persian Blog

● تولدت مبارك وبلاگ فارسي

با پرشين بلاگ آغاز كرديم و با وجود تمام مشكلات آن به عنوان اولين توسعه‌دهنده وبلاگ فارسي در ايران دوستش داريم. به هر حال اكثر كاربران قديمي وب فارسي نمك پرشين‌بلاگ را خورده‌اند. جشن تولد سالگرد پرشين‌بلاگ و اعلام وبلاگ‌هاي محبوب فارسي هم مدتي پيش با تأخير و اوج فشارهاي اخير بر پرشين‌بلاگ برگزار شد و نقطه ته خط هم جزو وبلاگ‌هاي برگزيده و محبوب به انتخاب كاربران بود كه از لطف دوستان انتخاب‌كننده و نيز پرشين‌بلاگ و پرشين ‌وبلاگ ممنونم كه كاش دوستان ديگري را معرفي مي‌كردند. متاسفانه من با اين كه در چند قدمي محل برگزاري آن بودم به دليل راهي سفر بودن نتوانستم شركت كنم. از وبلاگ‌هاي برگزيده ديگر كه از ميان آشنايان به وبلاگ مهار بيابان‌زايي و يك پزشك مي‌توان اشاره كرد كه موجب خوشحالي من شد. براي اين دوستان و ساير دوستان وبلاگ‌نويس موفقيت آرزومنديم. اصولاً وبلاگ‌هايي كه به معناي واقعي توليد محتوا مي‌كنند و روي نوشته‌هايشان زحمت مي‌كشند قابل تقديرند و اين زحمات آنها با لينكدوني‌ها و كپي‌پيست كنندگان متمايز است. البته براي وبلاگ‌هايي كه توليد محتوا مي‌كنند و نيز آي‌تي‌نويس‌ها به اتفاق برخي دوستان ديگر جلسه‌اي در اين رابطه داشتيم، مذاكراتي هم كرديم و نقشه‌‌ها و خبرهاي خوبي براي درآمدزايي آنان داريم كه بعداً خدمت‌شان اعلام مي‌كنيم.

● ويكي تو تنها نيستي!

دوست عزيز پزشك ما آقاي مزيدي پيشنهاد جالب و درستي براي تمام وبلاگ‌نويسان كرده كه البته چون در وب ايراني عادت كرديم كه از چيزهاي Funny بيش از خبرها و اطلاعات جدي استقبال كنيم به آن نام يك بازي وبلاگي داده است كه بيشتر جلب توجه كند: بازي با ويكي‌پديا. به هر حال اين هم خودش شگرد آي‌تي نويس‌هاست!

دكتر مزيدي مي‌نويسد: «پيشنهاد من اين است كه اول وجود ويكي‌پدياي فارسي را براي خود و خوانندگانمان با ارزش كنيم. سپس به دنبال آن هركاري در حد توان‌مان براي غني‌شدن ويكي‌پدياي فارسي انجام دهيم».

وي مي‌گويد: «وارد كردن لينك ويكي‌پدياي فارسي در لينكدوني وبلاگ‌ها ممكن است براي موتورهاي جستجو ارزش آن‌چناني نداشته باشد. اما تصور كنيد كاربران اينترنتي ما را كه به هر وبلاگي سر مي‌زنند ويكي‌پدياي فارسي را در لينكدوني آن مي‌بينند. به كاربران امروز توجه نكنيد. به جوانان كنجكاوي فكر كنيد كه در سال‌هاي آينده مي‌خواهند از طريق همين وبلاگ‌هاي ما، به محيط وب وارد شوند.ديدن ويكي‌پديا در تمام وبلاگ‌ها مي‌تواند نسلي به وجود آورد كه از ابتدا با مفهوم ويكي‌پديا بزرگ مي‌‌شوند».

ديدگاه كاملاً درستي است. بايد از ديدگاه‌هايي كه به سلامت محيط وب و ارائه‌ي چيزي مفيد به مخاطبان مي‌انديشند استقبال كرد. البته و با كمال شرمندگي من يكي كه اين همه از ويكي‌پديا فارسي، كردي و انگليسي بهره مي‌گيرم و به نحوي هم به اين منبع و گنج شگفت‌انگيز آن‌لاين وابسته شده‌ام، لينك آن را در وبلاگ خودم ندارم! چَشم. بازي است؟ لازم است دعوت كنم؟ اي كساني كه لينك ويكي‌پديا را در وبلاگ خود نداريد، پس لازم شد كه بداريد.

● آگهي وبلاگانه

«براي انجام يک تحقيق دانشجويي در دانشگاه تهران، بر روي فضاي وبلاگ ايراني و به ويژه کامنت‌ها اين پرسش‌نامه در نظر گرفته شده است. مطمئنم شما هم به عنوان يک عضو از جامعه وبلاگ‌نويسان ايراني نظرات مفيدي داريد! خوشحال مي‌شوم که سهم خود را با پر کردن اين پرسش‌نامه نشان دهيد».

دوستان دانشكده ارتباطات دانشگاه تهران اين پرسش‌نامه را در خصوص تحقيق روي كامنت وبلاگ‌ها منتشر كرده‌اند كه دعوت مي‌شود چند دقيقه‌اي وقت بگذاريد و در اين نظرسنجي ياري كنيد.

● برخورد نزديك از نوع سايبر

مدتي پيش بشقاب پرنده‌ها به وبلاگ نقطه ته خط حمله كردند كه خوشبختانه با پدافند هوايي ما كه عبارت باشد يك قبضه ژ-3 روغن‌كاري نشده از صحنه گريختند. گزارش تصويري اين حمله را در اينجا مي‌توانيد ببينيد: حمله بشقاب پرنده‌ها به وبلاگ نقطه ته خط!

اين حمله در پي بدقولي نويسنده اين وبلاگ و دير كردن او در پاسخ به اي‌ميل‌هاي فراوان رسيده رخ داد و نويسنده اين وبلاگ جداً به اين خاطر شرمنده است. اي‌ميل‌ها حتماً مي‌رسد و اگر دير مي‌شود به خاطر كمبود وقت و برخي مصائب ناگفتني شخصي است.

بعضي از دوستان ويژه كه قول داده بودم كتاب «يك فنجان طنز تلخ» را خدمت‌شان بفرستم هنوز روي قولم هستم! فقط هنوز آن جلد سلفون‌هايش به دست خودم نرسيده. رسيد حتماً خدمت‌شان مي‌فرستم.

يك چيز ديگر در مورد دوستان عضو خبرنامه كه از سفيد بودن ارسال‌‌ها در جي‌ميل گله كرده بودند. اشكال فوق هم به زودي رفع مي‌شود و تمام فيدها نيز به طور كامل ارسال مي‌شود. از سيديوسف منيري عزيز هم بابت پيشنهادش ممنونم. ديگه چي يادم بود... يادم رفت، تا بعد. من برم جراحي.

● يك بلاگر قديمي

«دنياي يك ايراني» تقريباً از اولين وبلاگ‌هايي بود كه با آن آشنا شدم. وبلاگي پربار كه هميشه در لينكدوني آن چيز به درد بخوري از وبگردي در چنته داشت و آن قالب نارنجي‌اش يكي از نوستالژياهاي وبلاگ‌نويسي ما بود. انگار 25 ساعته آنلاين بود. تا اين كه وبلاگش بي هيچ دليلي چيلتر شد! بعد كم كم نويسنده آن از شور افتاد و ديگر مدتي از آن خبري نشد. تا امروز ديدم نويسنده‌ي بي‌ادعا و خوب آن بازگشته و دوباره مي‌نويسد: ليديز اند جنتلمن اين شما و اين سيد مهدي حسيني عزيز. خوش آمدي دانشجوي قديمي!


بودا در باد
يک‌شنبه - ۲۴ تير ۱۳۸۶

بودا در باد

خود بودا بود. با ردايي زرد و گل نيلوفري در دست. آرام، سنگين و باوقار بر آسفالت داغ خيابان مي‌رفت. مثل خواب بود. مثل خيال بود. شفاف‌تر از هر چيز كه مي‌شد تصور كرد. چيزي بين شيشه و هوا. چيزي بين آب و نفس. چيزي بين بيداري و رويا. اما واقعي بود. چيزي بود كه ما نمي‌دانيم. چيزي كه نمي‌توانيم توصيف كنيم. بود، فقط نمي‌توانستي لمسش كني. نمي‌توانستي با او دست بدهي يا در آغوش بگيري. عبور كه مي‌كرد طيفي از هزاران رنگ به دنبالش در فضا پخش شده و سپس محو مي‌شد.

از پلي مارپيچي بالا رفت، از ميان هُرم گرمي كه از آسفالت داغ برمي‌خاست. ماشين‌ها از كنارش روي پل مي‌گذشتند. بودا ايستاد و به انبوه ساختمان‌هاي شهر ميان مه‌دود خيره شد. سنگستاني خاكستري و تيره‌گون، ظلمتي نارنجي از دود، جهنمي از آهن و آرماتور، شهري از سنگ با آسماني سربي. زير پل جمعي كراك مي‌فروختند و روي پايه‌هاي آن آگهي فروش كليه بود. شكم يكي را با چاقو  پاره كرده بودند و چراغ گردان پليس در خون روي آسفالت، آن را قرمزتر نشان مي‌داد. از روي پل قير مذاب چكه مي‌كرد و مستقيم مي‌رفت توي چشم‌هاي جسد زير پل. ماشين‌ها ديوانه‌وار بوق مي‌زدند و هوا طعم فلز مي‌داد.

بودا مي‌خواست بازگردد. دختركي از شيشه‌ي عقب يك ماشين در حال عبور او را ديد و برايش دست تكان داد. عجيب بود كه تنها كودكان مي‌توانستند او را ببينند. كودكاني كه بعد بزرگ مي شدند و يادشان مي‌رفت او را ديده‌اند. بودا به او لبخند زد. چشمان دخترك برق زد و خنديد. ماشين دور شد. باد گرمي وزيد و بودا را با خود برد.

آن شب دخترك خواب ديد بر فراز تپه‌اي سبز، يك بادبادك زرد را در آسمان آبي به پرواز درآورده بود.

:: لينك ::

كثيف و جذاب، مانند سياست
شنبه - ۲۳ تير ۱۳۸۶

سياست تقريباً تنها چيزي است كه همگان مي‌توانند در مورد آن حرف بزنند! سياست هنر اداره‌ي يك كشور و سرزمين و توانايي برنامه‌ريزي براي پيشرفت و رفاه مردمان آن و دفاع از آن است اما متاسفانه «جاذبه‌ي تاريك قدرت» كاري مي‌كند كه اين جنبه‌ي مثبت از سياست به توحش و اقدامات غيراخلاقي و ضدانساني كشيده شود. در واقع سياست چيزي جز ابزار نيست اين به‌كارگيرنده‌ي آن است كه مي‌تواند همچون تيغ از آن در نقش جراحي براي درمان استفاده كند يا در نقش يك قاتل براي كشتن. اين جملات طنزآميز در ذم سياست اغلب از زبان كساني جاري شده كه خود سياست‌مدار بوده‌اند يا نويسنده. از جنايتكاراني چون ترومن تا مصلحاني چون ولتر. خواندن دوباره‌ي آنها خالي از لطف نيست:

fridman

حكومت‌ها هيچ وقت درس نمي‌گيرند. مردم درس مي‌گيرند.

○ ميلتون فريدمن

Acheson

اولين لازمه‌ي دولتمرد بودن، خنگ بودن است. اين كار هميشه آسان نيست.

○ دين آچسن

Adler

بر سر اصول جنگيدن، آسان‌تر است تا به كار بردن آن.

○ آلفرد آدلر

Bismarck

مردم هيچ وقت به اندازه‌ي پس از شكار، دوران جنگ و قبل از انتخابات دروغ نمي‌گويند.

○ بيسمارك

Burke

انقلاب كه شد، چاپلوس ديروز تبديل به انقلابي دو آتشه امروز مي‌شود.

○ ادموند بُرك

Camus

سياست و سرنوشت بشر را كساني تعيين مي‌كنند كه آرمان و بزرگي ندارند. آنهايي كه بزرگاني شايسته‌اند وارد سياست نمي‌شوند.

○ آلبر كامو

DeGaulle

سياستمدار براي اين كه ارباب شود، ژست نوكران را مي‌گيرد.

○ شارل دوگل

Douglas

آموزش و پرورش، كارخانه دولتي مقلدپروري است.

○ نورمن داگلاس

filding

من هرگز به كسي رأي نمي‌دهم. عليه كسي رأي مي‌دهم.

○ هنري فيلدينگ

James-Fox

شاهان صرفاً وقتي ناچار باشند، از طريق پارلمان حكومت مي‌كنند.

○ چارلز جيمز فاكس

Ingersol

در تمام اعصار، منافقاني به نام كشيش، تاج بر سر دزداني به نام شاه گذاشته‌اند.

○ رابرت اينگرسول

Mencken

اصرار به نجات بشريت، تقريباً هميشه نقابي است براي حكومت كردن.

○ هنري لوييس منكن

Nietzsche

سياستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌كند: ابزار و دشمن. يعني فقط يك طبقه را مي‌شناسند و آن هم دشمن است.

○ فردريش نيچه

Truman

رهبر كسي است كه توانايي آن را دارد كه مردم را به كاري كه دوست ندارند با رغبت وادار كند.

○ هري ترومن

Wolter

به طور كلي هنر دولت اين است كه تا سرحد امكان از يك گروه از شهروندان پول بگيرد و به گروه ديگري بدهد.

○ ولتر

Young

اگر يك‌صد سرمايه‌دار تصميم به انجام كاري بگيرند، هيچ كاري غيرقانوني نيست.

○ اندرو يانگ

Hegel

از تاريخ مي‌آموزيم كه از تاريخ نمي‌آموزيم.

○ فردريش هگل

مي‌داني چرا خورشيد هرگز در امپراتوري بريتانيا غروب نمي‌كند؟ چون خداوند در تاريكي به انگليسي جماعت اعتماد نمي‌كند!

○ دونكان اسپائت

اغلب حكومت‌طلبي خودخواهانه را شور مقدس خدمت به خلق نام مي‌نهند.

○ آلبرت هوبارد

سياستمدار درست سياستمداري است كه وقتي او را بخرند، به خريدار خيانت نكند.

○ سيمون كارون

وظيفه اپوزيسيون خيلي ساده است. مخالفت كردن با همه چيز و راه حل ارائه ندادن!

○ لرد دربي

سياست، مصداق عدم بلوغ انساني است.

○ ورا برتين

:: لينك ::

دور
پنج‌شنبه - ۲۱ تير ۱۳۸۶

دور

يوري گاگارين بارها دور زمين چرخيده بود. بارها و بارها. حالا برگشته بود سر جاي اولش. با موهاي سفيد سفيد. مدتي را در ژاپن كار كرده بود. بعد برگشته و رفته بود تركيه. از تركيه به يونان از آنجا به آلمان. بعد رفته بود اسكانديناوي و بعد انگليس. هر كدام را مدتي مانده بود بعد رفته بود كانادا و از آنجا آمريكا. دلش طاقت نياورده بود و بالاخره بعد از سال‌ها برگشته بود ايران. چرا؟ نمي‌دانست. سال‌ها پيش او مي‌خواست دور زمين بچرخد تا جهانش تازه‌تر شود. رفته بود، چرخيده بود. چرخيده بود و چرخيده بود.
اما يوري گاگارين هيچ جا نرفته بود. يوري گاگارين دور زمين نچرخيد بود. او همانجايي بود كه بايد مي‌بود و اين زمين بود كه مي‌چرخيد. خودش بعد از سال‌ها و با آن همه موي سفيد به اين نتيجه رسيده بود كه از آن بالا سوار بر اسپوتنيك، ديده اين زمين است كه مي‌چرخد و او همچنان ثابت است. اشكال يوري گاگارين اين بود كه هر جا مي‌رفت «خود» را با خود مي‌برد و دير به آن رسيده بود. خيلي دير.

:: لينك ::

خون‌بازي با آمار
چهارشنبه - ۲۰ تير ۱۳۸۶

خون‌بازي با آمار

بوي بهبود ز اوضاع جهان نمي‌آيد. از آن سو مقدمات يك سري آشوب و تفرقه‌هاي مذهبي در داخل ايران توسط زيرگروه‌هاي القاعده در حال شكل گرفتن است و از سوي ديگر آسوشيتدپرس در مقاله‌اي تحريك‌آميز با عنوان ايرانيان از داشتن سلاح‌هاي هسته‌اي پشتيباني مي‌كنند از نتايج يك نظرسنجي گفته كه مورد استناد شبكه‌هايي نظير فاكس‌نيوز قرار گرفته و بازتاب‌هاي فراواني در خبرگزاري‌ها و نشريات ديگر داشته است. در اين مقاله آمده است اين نظرسنجي از 1000 نفر بزرگسال داخل ايران به صورت تصادفي و از 5 تا 18 ژوئن امسال انجام شده است. در نظرسنجي مذكور آمده كه 52 درصد از مردم ايران سلاح اتمي مي‌خواهند و عقيده دارند كه درآمد نفت و گاز را بايد خرج توسعه تسليحات اتمي كرد و 66 درصد خواهان كمك به حزب‌الله لبنان و حماس فلسطين هستند و بر اساس همين آمار رقيق به تكرار موتيف‌وار واژه‌ي «ايران» در لابلاي جملات پرداخته است. اين وضعيت به سناريويي شبيه است كه نويسندگان آن بسيار مشتاقند ايران را شبيه عراق و يا حداقل در موجي از ناآرامي و بمب‌گذاري ببينند.
مقاله به شدت به استارت نوعي جنگ رسانه‌اي يا بر اساس روان‌شناسي تبليغ به «زمينه‌چيني و اقناع» شبيه است. نوعي «پيش‌جنگ» كه بر اساس فراهم كردن شرايط افكار عمومي با رسانه‌هاي مدرن به وجود مي‌آيد. رسانه‌هاي مدرن و جهاني در اينجا مانند بسياري از جنگ‌هاي معاصر نقش آماده‌سازي رواني و جلب موافقت افكار عمومي و «تطهير جنگ» را به عهده دارند. در مدت‌هاي اخير از اين نوع مقالات بسيار نوشته شده اما مقاله اخير آسوشيتدپرس به خاطر دروغ بسيار بزرگ آن نگران‌كننده و خارج از اصول انساني است.
در اين مقاله با اشاره‌اي موذيانه به گروگان‌گيري كاركنان سفارت آمريكا در 1979 و بازي خونين با آمار و كلمات از تورم و شورش‌هاي بنزيني در ايران سخن گفته شده است و علاوه بر سياه‌نمايي افكار عمومي ايرانيان به عنوان كساني كه خواهان داشتن سلاح اتمي هستند، چهره‌اي بسيار زشت و پر از توحش از ايران نشان داده است. اين در حالي است كه بسياري از مردم ايران واژه‌ي «انرژي هسته‌اي» را هم نمي‌توانند حتي به درستي تلفظ كنند چه رسد به اين كه بدانند چيست!
سوال اين است كه آيا آمارگيري تصادفي از هزار نفر از 70 ميليون نفر جمعيت يك كشور مي‌تواند مجوز و فتوايي براي شروع جنگ باشد؟ البته كه نيست اما بهانه‌ي خوبي براي پروپاگانداي جنگ‌طلب خواهد بود. تحليل پشت تحليل و ماشين تبليغات رسانه‌هاي جهان‌گستر بيشتر به كار مي‌افتد: خطر بزرگي به نام ايران. غير از آن كافي است دو سه نفر از اين حلزون‌هاي وطن‌به‌دوش كه خودشان را عقل كل و نماينده‌ي مردم ايران مي‌دانند بروند در چند شبكه ماهواره‌اي و اين ماليخوليا را به عنوان نظرات مردم ايران منعكس كنند. وقتي كودكان ناقص عقل و خودفروخته‌اي اين‌چنين براي شهرتي مجازي و تكه ناني در تلويزيون‌هاي آمريكاي شمالي، ذوق‌زده از توجه يك دوربين اظهار مي‌نمايند كه: «ايران بايد سلاح اتمي داشته باشد» و ما هشدار مي‌دهيم كه نظرات اين بيماران رواني و دو سه ورشكسته سياسي در كانال‌هاي ماهواره‌اي نظر تمام مردم ايران نيست و اينها در آينده تبعات دارد و وقتي هشدار مي‌دهيم آي هم‌وطن بي‌وطن! خودت را و ما را و وطنت را به خاطر چند دلار نفروش و اين‌قدر دروغ نگو، و وقتي كسي توجه نمي‌كند كه بايد چنين موجوداتي را سر جايش نشاند، نتيجه‌اش همين مي‌شود.

:: لينك ::

<< صفحه بعدي ۰۱ ۰۲ ۰۳   ...   ۰۴ ۰۵ ۰۶   ...   ۵۸ ۵۹ ۶۰ صفحه قبلي >>
اشخاص
يوسف منيري
مهدي جامي
حسن جعفري
عليرضا مجيدي
حسين جاويد
شادي ضابط
محمود فرجامي
يونس شكرخواه
سيمين چايچي
رويا صدر




امکانات
تبادل لينک
به اينجا لينک داده‌اند:
ثبت سايت در ليست خودتان
مراجعه به: