اين روزها در محافل خبري، سياسي، انتخاباتي و ورزشي بدجوري واژهي «دود» سر زبانها افتاده است. شايد به خاطر قضيهي مرگ پاپ و انتخاب پاپ جديد و مراسم دود دادن باشد. دودهاي سياه و سفيدي كه از اردوگاههاي جناحهاي سياسي برميخيزد، دود در تيمهاي مختلف ورزشي، دود در محل اجتماع كانديداهاي انتخاباتي و خلاصه هي دود است كه سر زبانها ميآيد و ميرود و به هوا برميخيزد و ادبيات سياسي و خبري ما را دچار نوعي ادبيات سرخپوستي بامزه كرده است. شايد در اخبار روزهاي آينده از اين نوع خبرها و رويدادها هم بشنويم:
■ قاچاقچيان دود كشور دستگير شدند. سردار دخانباف فرمانده انتظامي تهران بزرگ در گفتگويي با خبرنگاران گفت: اين قاچاقچيان چون ديده بودند اين روزها دود ناياب شده قصد داشتند اين سرمايهي ملي را از كشور خارج كنند و ما مقدار زيادي از دود ملي تهران را از آنها كشف كرديم كه آن را در نايلون و نايلكس و بادكنك بستهبندي كرده و قصد خروج آن از كشور را داشتند كه مچشان را سر بزنگاه گرفتيم.
■ يك برنامه راديويي: سلام تهراني! سلام ايراني! پنجرهها رو باز كن، صبح شده، به به چه هوايي! چه دودي! چه دود مرغوبي! نفس بكش و در اين صبح دلانگيز و دودآلود ريههات رو سرشار از اين موهبت زيبا بكن. نفس بكش! همممممم! نفس عميق... همممممم... نفس عميق.... هممم... نفس عمي...نفس ععع... وااااع!
■ محمدرضا شجريان از صدا و سيما شكايت كرد. استاد شجريان به خاطر پخش مكرر ترانههاي آلبوم «دود عود» از صدا و سيما ناراضي است. وي گفت: مساله اين نيست كه از پخش آن ناراضي باشم مساله اين است كه اينها تصنيفها و آوازها را روي تبليغات انتخابات ميگذارند.
آلبوم دود عود اين روزها جزو نايابترين و پرفروشترين آلبومهاي موسيقي است.
■ خودروهاي بدون دود از رده خارج ميشوند. رييس سازمان احياي آلودگي تهران گفت: با توجه به فرهنگ دودافزايي كه اين روزها دوباره در مملكت احيا شده ما هم تصميم گرفتيم خودروهاي بدون دود را از رده خارج كنيم. خوشبختانه مقدار زيادي روغن سوخته در انبار داريم كه ميتوانيم آن را به صورت تعاوني در اختيار مصرفكنندگان قرار دهيم. فعلاً رانندگان عزيز ميتوانند تا توزيع نهايي اينها، تاپاله بسوزانند.
■ ماهي دودي در نرخ جهاني خود امروز در بازارهاي جهاني از خاويار سبقت گرفت. كارشناسان اقتصادي پيشبيني ميكنند ماهي دودي ايران در هر اونس به هزار دلار برسد.
■ آخرين نسخههاي كتاب «آتش بدون دود» نادر ابراهيمي امروز از كليه كتابفروشيها جمعآوري شد. وزير ارشاد گفت: چون نام كتاب ضدارزشي بود ما هم آن را جمع كرديم. علاوه بر آن با مذاكرهاي كه با نويسنده كرديم حاضر نشد نام كتاب را به آتش پردود تغيير دهد.
■ در مجلس مصوب شد از آنجا كه قبلاً ايران به كشور گل و بلبل معروف بود (مانند هلند به عنوان سرزمين آسيابهاي بادي)، نام مستعار ايران به كشور دودكشها تغيير داده شود. اين تغيير عنوان در راستاي فرهنگ دودزايي حاكم بر فرهنگ كشور صورت ميپذيرد.
■ خبرنگار تلويزيون: آقاي هاشمي بالاخره شما مياين يا نمياين؟
رفسنجاني با خنده: دود از كنده بلند ميشه. ولي هنوز مردي به جز خودم نميبينم. اگر ديگران بودند و كندههايشان را روي هم گذاشتند كه از مال من بيشتر دود كنه آن حرف ديگري است وگرنه فعلاً مردشو نميبينم.
■ معتاد: داداش ژون مادرت... آخه شطور دو روژه جنش اين همه گرون شده؟
خردهفروش: اين روزا هر چي دود كنه مد شده. نرخام زده بالا. خريداري بفرما، نيستي هررري.
■ سرخپوست قبيلهي شاين به دومي: آهاي خرس سفيد! آن دود بلند شد از چادر شما. گويا سقوط كرد چادر شما به دست دشمن. يا شايد قبيله دور ديد چشم تو را و قصد انتخابات داشت براي رييس قبيلهي جديد.
خرس سفيد: نه گوزنِ خندان، آن دود مايكروفر هست كه تازه براي زن خريد. اوه شِت! باز هم سوزاند اين زن يك چيز را.