
پيشترها برخي مخصوصاً آقاياني كه دستشان به دهنشان ميرسيد، وقتي فشارشان ميرفت بالا (فرض كنيد فشار خون) به نام تجارت يا سياحت بليط ميگرفتند به مقصد باكو و آنتاليا كه بعد يواش يواش گند قضيه درآمد كه باكو و آنتاليا از خودمان هم درپيتترند. البته بعضيهايشان و بعضي ديگر نگو آنجا ميروند به تماشاگه راز يا همان خدمات ويژه. به همين علت باب سياحت بسته شد و بعد هم تايلند مد شد. چيزي پرسيديد؟ جانم؟ سياحت؟ تجارت؟ حالا به قصد تجارت بود يا زيارت يا چيزي مابين اين دو، ما تهمت نميزنيم و خودتان ميتوانيد آثار آن را در ژنتيك نسل آينده تايلند ببينيد. طوري كه اين آخرها، خط پرواز تهران - بانكوك چنان پررونق شده بود كه ناوگان هواپيمايي كشور از نفس افتاد ولي آقايان از كمر نيفتادند. البته كمر را از فشار كار بيامان و تجارت بيوقفه و خالصانه عرض ميكنم و گمان بد نبريد.
جانم؟ چيزي گفتيد؟ چه كاري؟ خب مثلاً اين طفلكيها سالم و سرحال ميرفتند و شنگول و منگول اما با ديسك كمر و آرتروز برميگشتند. كار ميكردند بيچارهها، كلنگزني و خرج زن و بچه هم اين چيزها را دارد. طوري كه آقا تا هفتهها نميتوانست وظايف خودش را به خوبي انجام دهد. جانم؟ وظايف ملي منظورم است مثل انتخابات و اين چيزها. تازه كلي هم به اقتصاد كشور فلكزده تايلند كمك ميكردند كه از بقيه كشورهاي جنوب شرقي آسيا اينقدر عقب نماند. كار بدي كه نكردهاند. جزاكم الله خير.
شايد هم از اثرات اين پروازهاي تجاري سياحتي «تهران اونكارا» اين است كه احتمالاً نسلي در آينده در تايلند به وجود آيد كه «آرياتايي» باشند. به هر حال... جانم؟ چيزي گفتيد؟ چرا شما ذهنتان اينقدر منحرف است؟ خب بنده خداها رفتهاند براي مهندسي ژنتيك. اين را يكي از همين آقايان به همسرش گفته بود كه دارد ميرود براي مهندسي ژنتيك و اصلاح نژادي. زحمت دارد خب. تازه كار به اين باكلاسي ميشود كلي پزش را داد كه: «آقامون رفته تايلند براي مهندسي جنتيك». نه جان من ميبينيد چقدر باكلاس و خوشتلفظ است؟
ظاهراً اين مدت قضيه فرق كرده و چشم اميد(!) خيليها به بلژيك دوخته شده است. جايي كه تانيا دروكس يك كانديداي مجلس سناي بلژيك وعده كرده كه به رايدهندگانش خدمات ويژهاي ميدهد. احتمالاً در مجلس هم وقتي با اين و آن فراكسيون لابي باز ميكند، خدمات را ويژهتر ميكند. نادر جديدي به تفصيل و البته با تصوير نوشته و محمود فرجامي هم سوهانزده خود را حتي براي بازداشت و زندان تا پاي مرگ! آماده كرده (محمود جان ارز از كشور خارج نكن، بشين شايد كانديدايي همينجا اي... خدا رو چه ديدي).
به هر حال اين هم خودش «پورنوليتيك»ي است كه در اروپا شايد جواب دهد ولي از كانديداهاي محترم محلي خواهشمند است از الگو قرار دادن روش تانيا دروكس و وعدهي خدمات ويژه جداً پرهيز نمايند و از رايدهندگان نيز عاجزانه خواهشمنديم در صورت وجود چنين كانديدايي با چنين شگردي از راي دادن به او خودداري نمايند. چون تجربه تلخ تاريخي ثابت كرده برخي ايراني جماعتهاي ما از غرب چيزهاي خوبش را نميگيرند. چيزهاي ديگرش را ميگيرند. چيزهايي كه نه تنها براي ما چيزند بلكه چيزتر هم هستند. چيز منظورمان دقيقاً همان چيزي است كه داريد به آن فكر ميكنيد (خيلي منحرف و بيتربيتيد اين چه فكري است كه شما داريد؟). بعد همين قضيه الگو شود آن وقت خر بيار و كان.دوم بار كن.
باور بفرماييد برخي نمايندگان محترم ما در صورت چنين كاري بعداً به همان نحو روي ملت جبران ميكنند كه مخارج تبليغاتشان جبران شود. نمونهاش برخي انتخابات خودمان كه خيلي وعدهها برعكس از كار درميآيد. نامزدها وعده ميدهند كه به مردم چيز بدهند بعد كه انتخابات تمام شد مردم ميبينند اين آنها هستند كه به منتخبين چيز ميدهند (چيز منظورمان امكانات رفاهي است نه خدمات ويژه) . به همين جهت اگر ديديد در ستاد انتخاباتي فردي غلغله است كه: من راي ميدهم... تو راي ميدهي... جوگير نشويد و بدانيد طرف وعدهي غيراخلاقي داده كه به نحوي به همان فعل خانم دروكس مربوط است. از ما گفتن بود.
از شوخي گذشته ولي جدي آيا اين چيزي نيست كه فمينيستهاي دنيا مخصوصاً اروپا بايد عليه آن و بيحرمتي به زن با پايين آوردن شأن وي تا حد يك منبع تخليه عمومي اعتراض كنند؟