من مسؤول نوشتههاي خويشم. تنها رياورزان و دروغگويان و جبونان نميتوانند چنين طرز فكري داشته باشند. آنچه نوشته شده و منتشر ميشود، «من» يك انسان زنده كه ميانديشد و نفس ميكشد نوشته و در برابر آن اول خود را مسؤول ميداند و از آن و انديشهي خود دفاع ميكند. حرف نميزند كه خود را قايم كند، نمينويسد كه نوشتن آن را انكار كند. شعارهايش را گردن ديگران نمياندازد. ديگران را جلو نمياندازد و خود گوشهي گود بنشيند. و بر اين عقيده است كه تا وقتي «من» هويت و «بودن» خود را انكار و مخفي كند، روحيهي مخفيكاري و تعبد و استبدادپذيري جماعت ايراني به قوت خود باقي است.
خدمت خواهران و برادراني كه كليكرنجه فرموده و به اين وبلاگ مجازاً تشريف آوردهاند ميرساند در راستاي طرح بيسامان و آشفتهي «ساماندهي پايگاههاي اينترنتي ايراني» و پاسخ به اين پرسش در بخش فرم اطلاعات مربوط به سايت مبني بر هدف و نوع محتواي سايت، جوهره و مانيفست اين پايگاه! را به اطلاع دوستان و آشنايان و اقوام و خويشان و بيگانگان و اغيار و غيره ميرسانيم كه بيزحمت جستجو و تفتيش و انكيزيسيون و به طور شفاف و به زبان ساده طي اين اظهارنامچه به اطلاع عموم و حتي سازمان سياي آمريكا برسد و بيخود به خودشان زحمت ندهند كه ما را بدزدند! كسي هم از عقايد شخصي ما خوشش نيامد و نپذيرفت، عين خيالمان نيست، چون اين ديدگاهي شخصي است كه با بود و نبود اين وبلاگ (كه چقدر هم مهم است!) تفاوتي در آن ايجاد نخواهد شد. برآيندي از اين ديدگاهها را در نوشتهها ميبينيد كه اينجا به صورت كنسانتره! آمده است.
اين وبلاگ يا در واقع نويسنده اين وبلاگ:
- يك فرد كاملاً عادي به ارتفاع 185 سانتيمتر است و البته وجود دارد!
- خود را نسبت به هر چه نوشته و مينويسد مسؤول ميداند و از كسي توقع حمايت ندارد.
- به صلح منطقهاي و جهاني اعتقاد دارد و از حركتهاي ضدجنگ و ضدنظاميگري حمايت ميكند.
- براي او امنيت و آرامش و صلح سرزميني كه در آن زندگي ميكند در درجه اول اهميت قرار دارد.
- رويهي او «آزادانديشي فردي» است و با هر «ايسم» سياسي يا مكتب و مسلك و مذهبي كه افراد خود را تنها در آن قالب معرفي و كليشه كنند، ميانهي خوبي ندارد. نكات مثبت برخي مكاتب را ميپذيرد اما هيچ گاه خود را وابسته به آن نميكند و اعتقاد دارد هيچ مكتب و مسلكي بينقص نيست و تنها بايد جنبههاي مثبت و داراي منفعت همگاني آن را آموخت نه اين كه نسبت به آن تعصب بردهوار نشان داد.
- عقيده دارد نهايت هر تعصب سياسي و حزبي و مكتبي به فاشيسم منتهي خواهد شد. به همين خاطر از بردههاي حزبي و «ايست، ايست»كنها و عملههاي دگم مكاتب مختلف دوري ميجويد.
- به همين دليل فكر ميكند «انسان» (زن و مرد) محور توسعه و هدف است نه مكاتب و مسلكهاي مجازي.
- به برابري حقوق زن و مرد، حقوق اقليتهاي نژادي و مذهبي كاملاً معتقد است اما از سواستفادهچيهاي تحت اين عنوان كه اهداف شخصي و سياسي دارند خوشش نميآيد.
- به تمامي اديان و مذاهب و اقوام احترام ميگذارد و با هر نوع تعصب قومي و مذهبي مخالف و از متعصبين (له يا عليه) و از هر جانب كه باشد گريزان است و ملاك را انسانيت و درستكاري افراد ميداند.
- علم را بر اعتقاد مقدم ميداند و از خرافه و جهل و فساد بيزار است.
- به حركتهاي منطقهاي فرهنگي و اجتماعي بر اساس جغرافيا و نوع فرهنگ اجتماعات بيش از مكاتب و سركنگبينهاي رنگارنگ وارداتي كه اغلب موجب فساد و بحران و افزايش صفرا هستند، معتقد است!
- دوست داشت در سوئيس به دنيا ميآمد! ولي حالا كه در ايران به دنيا آمده، همين ويرانه خانهي اوست و اعتقاد دارد كه ايران را بايد در خود ايران ساخت، بنابر اين تا حد توانش در ايران خواهد ماند و در حد وسع و توان و اندازهي خود در اين راه مطالعه و كار و تلاش خواهد كرد و ادعاي نجات ايران و نجات بشريت را هم ندارد!
- به عضويت در هيچ حزب و گروه سياسي و به طور كلي تحزب و مكاتب سياسي فعلي ايران تحت هر عنوان چه مخالف و چه موافق نظام، هيچ اعتقاد و علاقهاي ندارد اما به برخي حركتهاي اجتماعي اعتقاد دارد.
- به نظر او نهادهاي مدني و اجتماعي به شرط فعاليت صادقانه، بيش از دهها حزب سياسي براي ايران مفيد و كاربردي هستند و از گروههايي اينچنين كه در بطن خود هدفي مدني داشته و هدف آنان اصلاحات فرهنگي و اجتماعي و داراي منفعتي همگاني و نه براي كسب قدرت باشد، حمايت ميكند.
- با «سياست» به معناي علم و دانش توانايي اداره كشور و جامعه و تلاش صادقانه برخي افراد، مخالف نيست اما شرايط موجود را در گريز از آن و پرداختن به بنيادهاي فرهنگي و اجتماعي ميبيند.
- از تظاهرات، راهپيمايي، كمپين، ميتينگ، «مرگ بر»، «زنده باد»، «نابود باد» و «پاينده باد» و تمام تجمعات و شعارهاي سياسي چه در عالم واقعي و چه در سطح نت و تمام پروپاگانداهاي رنگارنگي كه دهههاست مردم ايران را سر كار گذاشته و آنها را از پيشرفت و توليد و فرصت تفكر و تعقل بازداشته، به جز تجمعات اجتماعي و مدني بيزار است.
- به نظر او اكثر احزاب و گروههاي سياسي ايران پيش از آن كه فايدهاي داشته باشند مضر و غير قابل اعتماد بوده و به عقبماندگي ايران بيش از پيشرفت آن كمك كردهاند و اگر معدود احزابي در بخشهايي موفق بودهاند به خاطر صداقت بخشي از افراد آن بوده است كه به ندرت پيش آمده است.
- از ديدگاه شخصي، دولت فعلي را به ويژه در بخش فرهنگي و اقتصادي ضعيف و بحرانآفرين و ناكارآمد و عامل عقبماندگي بيشتر ايران ميبيند و نسبت به آن منتقد است و انتقاد خود را علناً و بدون هيچ وابستگي فكري يا خطگيري ميگويد و خود را در برابر آن نيز مسؤول ميداند.
- به خاطر همين ديدگاه، هيچ شغل و سمت دولتي و حكومتي نداشته و به هيچ گروه و جريان فكري وابستگي ندارد و انديشه او فردي، مستقل و فاقد هر گونه حمايت است. (و معمولاً زندگي اين جور آدمها چندان خوش نميگذرد!).
- با اين وصف هر دولتي يا حكومتي كه باشد از نارساييها انتقاد خواهد كرد و براي او نوع حكومت و دولت تفاوتي ندارد و از فرصتطلبي و خود را همرنگ شرايط كردن گريزان است.
- او به نقد توأمان حكومت و رفتار اجتماعي ملت معتقد است.
- به جريانهاي رسانهاي و فرهنگي و اجتماعي واكنش نشان ميدهد.
- مادامي كه در ايران است خود را ايراني ميداند و به قوانين مثبت احترام ميگذارد و قوانين نارسا و بيعدالتي را نقد ميكند و چون منفعتي شخصي در اين كار ندارد و يا چيزي ندارد كه از دست بدهد در نتيجه نقد او صادقانه است.
- هر جا لازم باشد از طنز استفاده ميكند و از طنز در مورد كساني يا جريانهايي استفاده ميكند كه ارزش بازگو كردنش را داشته باشد.
- فرهنگ را زيربناي تمام حركات اجتماعي و اقتصادي و سياسي ميداند.
- اخلاق و احترام را زيربناي هر حركت فرهنگي و هنري ميداند.
- شيوهي اين وبلاگ: فرهنگي، اجتماعي، انتقادي و حول محورهاي فرهنگ، جامعه، ادبيات، هنر و رسانه است.
- نويسنده آن يكپارچه آقاست، باور نميكنيد بياييد بگرديد!
شما هم مانيفست وبلاگ خود را بنويسيد. اصلاْ چرا وبلاگ مي نويسيد!؟