خانمها، آقايان! به گفتگوي تلويزيوني شبكه WC TV
خوش آمديد. در اين برنامه ما سعي داريم از نخبگان و مغزهاي متفكر سياسي و علمي ايران طي يك گفتگوي هيجانانگيز دعوت كنيم كه همهشون مثل مدير شبكهي ما نمونه كامل ايراندوستي و صداقت و مخ هستن. مهمان امروز ما يكي از اين نخبگان بسيار متفكر هستن از كانادا كه با نظريات و تحليلهاي شگفتانگيزشون حتي بيشتر از فتحالله يزدي همه رو انگشت به دماغ كردن. ايشون كه خودشونو چيز معرفي كردن اممممم... گفتي من چيام؟ Dog father
؟
- No No: Godfather
- اوه ساري، اكسكيوزمي... بله گاد فادر همون پدرخواندهي معروف مافيا...
- نه مافيا نه، وبلاگستان.
- وبلاگستان؟ وبلاگستان كجاست؟ نزديك افغانستان؟
- نه وبلاگستان تو اينترنته منم پدرخوندهشم.
- آها وبلاگنويسها، بله بله... يعني حرومزاده بوده اونجا يا مثلاً قيم و سرپرست اونجايي؟
- بله پدرخونده، يعني ديدم صاحاب نداره منم گفتم كي از من بهتر.
- ها پس يعني اون چندصدهزار نفرو تو تنها اداره ميكني يا با اجازه تو مينويسن. يه چيزي مثل دون كورلئونه.
- دون چي اونه؟
- هيچي مال يه فيلمه. تو غير از شغل پدرخواندگي، تو عمرت كار هم كردي يا كتابي چيزي هم مطالعه ميكني بابايي؟
- كتاب؟
- هيچي ولش كن، خب پس گفتي پدرخوانده... ببينم شما ايرانيا همهتون اينطورين كه تا چيزي يا جايي يا تريبوني پيدا ميكنين فكر ميكنين صاحب و آقا و ليدر و پدرخواندهشين؟
- آره ولي من چون كسي چيزي نگفت فهميدم كه همه منو قبول دارن.
- يعني اگه كسي چيزي نگه تو زود ميپري وسط ميشي صاحب همه چيز؟ عجب مغزي!
- مغز؟
- هيچي ولش كن. خواستم بگم بين اين همه ايراني عجب مغزي رو دعوت كرديم يا عجب مغزي هم هستيم خود ما. اين مدير شبكه ما هم دست كمي از تو نداره.
- مرسي، خجالتم ندين كه اصلاً نميدونم خجالت چيه.
- خب از بعضي جاها گفته بودند يه وقت بهت بديم در مورد بمب اتمي نظر در كني و نسخه بپيچي. نظرت در مورد استفاده از سلاح اتمي توسط ايران چيه اينشتاين؟
- نظر من اينه كه «رژيم ايران بايد سلاح اتمي داشته باشه. انتخاب ديگهاي هم وجود نداره. امروز منافع ايران با منافع رژيم اسلامي مشتركن... اگه شما بخواين تو اون منطقه استقلال داشته باشين انتخاب ديگهاي به جز داشتن سلاح اتمي به عنوان سلاح بازدارنده نخواهيد داشت».*
- يعني اين نظر ايرانيانه كه از فقر اقتصادي مينالن؟
- آره منم به عنوان نماينده و پدرخونده اونا مبعوث شدم كه اين نظرو بگم. آخه تو ايرونيا مرد پيدا نميشه كه مثل من تحليل سياسي بكنه.
- عجب! ظاهراً اين تحليل سياسيه كه تو رو... بگذريم. ولي خود سران رژيم جمهوري اسلامي هم چنين ادعايي نكردن. اونا ميگن ما مخالف تسليحات اتمي حتي براي غرب هستيم. حتي پرزيدنت احمدينژاد هم چنين ادعايي رو حداقل آشكارا نكرده و ميگه كه ما مقاصدمون صلحطلبانهست و فاكت هم آورده براش. تا اونجايي هم كه ما ميدونيم اكثر مردم ايران مخالف چنين چيزي هستن که از نونشون ببرن بدن بمب اتمي بسازن.
- آخه من از اونا بيشتر ميفهمم.
- بعد اينو خودت تنهايي كشف كردي يا كس ديگهاي هم كمكت كرد عقل كل؟
- نه خودم كشف كردم. وبلاگ رو هم من كشف كردم. اينترنتم من كشف كردم. بمب اتم رو هم من كشف كردم.
- اوپسسس! كوتاه بيا يه ذره بهت رو دادن. بابا اپنهايمر! ببينم تو با دكتر استرنج لاو نسبتي نداري؟
- استرچ چي؟
- هيچي ولش كن اصلاً نميفهمي چي ميگم. بريم سر تيشرتت. اين تيشرت I Love Mammaan
چيه زير اين كت سيداسماعيلي پوشيدي؟
- من ميخوام بگم خيلي فرق دارم و غيرعاديم.
- با كي فرق داري؟
- با همه.
- خب فرقت چيه با همه؟
- يعني جلو دوربين نشون بدم؟
- بله... ولي... مگه نشون دادنيه؟
- خب بله ولي آخه دوستام تو گانگولا ميبينن بهم ميخندن.
- اوه شت... فهميدم. ولش كن عزيزم نميخواد فرقتو نشون بدي تا حالا كلي به ملت نشون ندادي ميدونن چه فرقي داري. شنيده بودم بعضيا كه مايهاي ندارن وقتي بهشون توجه نشه براي جلب توجه با صداي بلند تيز در ميكنن تا معروف بشن ولي مال تو ديگه خيلي بودار بود.
- تيز؟
- هيچي ولش كن... تيز منظورم نبود... منظورم اين بود كه اين بحثم ولش كن. حالا كه با همه فرق داري غير از اين شيرينكارياي ديگهاي هم بلدي؟
- من به گسترش و ساخت سايتهاي پورنوگرافي و قوادي در ايران كمك كردم و چند تا هم ساختم البته پولي هم با آگهيا تهش موند واسه خودم. دو ملت ايران و
گانگولا رو هم من به هم پيوند دادم.
- آفرين آفرين خيلي خوبه ولي منظورم شيرينكاري مثل تقليد صدا و اينجور چيزا بود. خواستيم حالا كه تا اينجا اومدي جاي هارولد لويد ازت استفاده كنيم.
- هارول چي؟
- هيچي ولش كن عزيزم، ولش كن آيكيو، ولش كن دون كورلئونه، ولش كن دون كيشوت...
- دون چي شوت؟
... اين ماليخوليا ظاهراً تا قيامت ادامه دارد.
*عيناً نقل به مضمون، اين اظهارات عالمانه را ميتوانيد بدون كم و كاست
اينجا ببينيد و بشنويد.
■ يك اشاره جدي:
به اين برادر كانادايي پدرخودخوانده كه اظهارات اخيرش در مورد سلاح اتمي و يكي دو اظهارات قبليش مايهي شرمساري هر ايراني و ناقض تمام زحمات ايرانيان صلحدوست و مردم تحت فشار اينجاست و به عمد چهرهاي نادان و ابله و اسلحهدوست از ايرانيان در رسانههاي خارجي نمايش ميدهد، عرض شود كه هر كسي كاشف وبلاگ خود است و در دنياي مجازي وبلاگها كسي رييس و پدرخوانده نيست. كافي است همين وبلاگنويسها كه داري از نجابت و سكوتشان سوءاستفاده ميكني و خود را با اهانت پدرخوانده آنها ميخواني لينكت را بردارند يا ديگر يك كلمه هم در موردت ننويسند، ديگر وجود نخواهي داشت. چون در دنياي واقعي هم چيزي براي عرضه كردن نداري و فكر نكنم در عمرت كار هم كرده باشي كه بتواني شغل ديگري انتخاب كني. من يكي كه وبلاگ يك هزارم درصد از زندگيام هم نيست اما تو بايد مراقب باشي كه بيشتر از اين به بيراهه نروي و جوگير نشوي. چون هر چه داري از جمع ماها داري. غذايي كه ميخوري، مشروبي كه مينوشي، لباسي كه ميپوشي همه به خاطر لطف و توجه و صدقهسري جمع ايرانيان و وبلاگنويسان و استفاده از نام آنها و زحمات جمعي بوده كه گذاشته تو در خارج ايران به زندگي ادامه بدهي و نه ادعاي پدرخواندگي آنان. چنين «کاسبي»اي هم حرامخوارانهتر از اين حرفهاست. «آدم»ها نيز هر چه بالاتر ميروند و يا شهرتي كسب ميكنند، بيادعاتر و مردميتر ميشوند.
درست است كه جامعهي واقعي ايرانيان محل رشد علفهاي هرزه و فرومايگان است که با کشيدن شکل مار سوار مردم ميشوند اما اين وضعيت در جامعهي سايبر به خاطر ورود افراد آگاه زياد پايدار نميماند. ما فكر ميكنيم كه بايد به خاطر اين توهينهاي مكرر به وبلاگنويسان از آنان معذرتخواهي كني و بفهمي و ياد بگيري كه از كسي برتر نيستي. ميان همين وبلاگنويسان بسياري بيادعا هستند كه انگشت كوچك آنان هم محسوب نميشوي چه رسد به پدرخواندگيشان. و ياد بگيري و بفهمي كه «تو» جز در جمع كسي نيستي آن هم اگر جمع قبولت داشته باشند.
و اين توصيه كه اگر مصاحبههاي پرباري اينچنين داشتند و از «ايرانيان» يا «وبلاگ نويسان» نام بردند به دليل سوابق مضحك و متعدد در اين مورد و به اين دليل كه ما خود دست و زبان براي سخنگويي داريم و به وكيل و نماينده نياز نداريم، حتماً يك «غير از» ما بياورند. ديگران به خودشان مربوط است تا چه حد صبور باشند كه از نامشان سواستفاده شود و كولشان بپرند. ما با شياديهاي بعضيها براي به دست آوردن چند سنت بيشتر همراه نيستيم و نخواهيم بود و چنين افراد فرصتطلبي را كه از سكوت ديگران سواستفاده كرده و قصد دارند با رسانههاي گول و گيج و به نام ما خود را بالا بكشند و با اين نظرات در حدي نميدانيم كه جاي ما يا به نمايندگي ما اظهار لحيه كنند.
گفتهاند جهان به كام ابلهان و «فارستگامپ»هاست ولي اگر مديران شبكه سيبيسي نيز اينقدر كانا هستند كه به چنين كسان بيمايه و بيانديشهاي توجه ميكنند و آنها را نماينده و پدرخوانده ايرانيان ميدانند، ما نيستيم. حتي اگر جهان به کاممان نباشد.