روزنوشت‌ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
وبلاگ‌ها و مطبوعات
يک‌شنبه - ۲ دي ۱۳۸۶

وبلاگ‌ها و مطبوعات

نكته‌اي به نظر رسيد كه البته خطاب آن به مطبوعات و نشريات داخلي است و اهميت آن را بعد از خواندن اين مطلب كوتاه حس خواهند كرد. معمولاً برخي نشريات در سال‌هاي اخير هر جا ستون كم مي‌آورند به اينترنت رو آورده و مطالبي را از ميان آن كپي مي‌كنند. لازم به يك يادآوري بسيار مهم است كه ذات اينترنت با مطبوعات در ايران و بازخورد آن ميان مخاطبيان و تأثير «پيام» آن به دليل ماهوي و محتوايي اين دو بسيار متفاوت است. اين را روزنامه‌نگاراني كه در هر دو حوزه كار كرده و تجربه دارند به خوبي خواهند فهميد. مطبوعات حداقل در مقايسه با وبلاگ‌ها و نشريات آنلاين، رسانه‌اي سنتي به شمار مي‌روند و بحث اينجا در مورد تضاد هميشگي سنت و مدرنيته در ايران است!

نمونه‌هاي بسياري بر اساس تجارب گذشته در اين مورد مي‌توان مثال زد. چه بسا يك مطلب كه در يك وبلاگ نوشته مي‌شود تاثير آنچناني جز بر بخش معدودي از وبلاگ‌خوان‌ها و وبلاگ‌نويسان ندارد. اما همان مطلب وقتي در قالب مطبوعات (به صورت فيزيكي و ملموس) درمي‌آيد حداقل در داخل ايران تاثير متفاوت‌تري دارد. فرض شما امكان دارد مطلبي در مورد سياست يا جامعه بنويسيد، عكسي يا كاريكاتوري بگذاريد و مدت‌ها و ماه‌ها و سال‌ها نيز در سطح اينترنت ايراني پايدار باشد و لينك‌هاي بسياري نيز بگيرد و حتي بسيار بيشتر از تيراژ يك نشريه خوانده شود و بحث‌هاي بسياري در مورد آن بشود اما هيچ واكنشي در عالم حقيقي (جامعه ايران) نسبت به آن مطلب مشاهده نكنيد چون مخاطب شما حداقل در زمينه دانش روز و نيز بافت سني و حتي طبقه اجتماعي و تحصيلي «خاص»تر است. شايد اگر تمام وبلاگ‌هاي ايراني را جمع كنيم جز ميان خودشان كمتر تاثيري را نظير مثلاً وبلاگ Boing Boing بر عالم واقعي داشته باشند. حال اگر همان مطلب در قالب مطبوعات (فيزيكي و عيني) منتشر شود، بازخورد بسيار متفاوتي خواهد داشت چون اينجا با مخاطب «عام» و يا مخاطب خاص خوگرفته به رسانه‌هاي سنتي بيشتر سر و كار خواهيد داشت. بسيار اتفاق افتاده چاپ يك كلمه يا يك جمله يا مقاله و عكس و كاريكاتوري در نشريه‌اي جنجال به پا كرده، باعث آشوب و بحران و درگيري شده و در نهايت موجب تعطيلي آن نشريه شده است.

وبلاگ‌ها به دليل ذات تمركزناپذيري و آزاد آن، گاه جسور و بي‌پرده و خارج از قواعد و قوانين مطبوعاتي و وراي زبان مرسوم مطبوعاتي مي‌نويسند و اغلب نثر وبلاگي و حتي مخاطب آن بسيار با نثر مطبوعاتي و محافظه‌كاري و محدوديت‌هاي قانوني آن و نوشتن در سايه‌ي شمشير داموكلس قانون مطبوعات متفاوت است و تفاوت اين دو گونه «رسانه» حداقل در اين مورد خود را نشان مي‌دهد.مثلاً سال گذشته بود كه كپي‌برداري و چاپ مطلب طنزي از يكي از وبلاگ‌نويسان بدون ذكر نام او در نشريه‌اي محلي در بندرعباس موجب جنجال و تعطيلي آن نشريه گرديد. حتي عده‌اي كفن‌پوش شده و دفتر نشريه را آتش زدند! در حالي كه همان مطلب مدت‌ها در اينترنت بوده و جمع بيشتري آن را خوانده بودند.

براي مخاطب ايراني خوگرفته به رسانه‌هاي سنتي (مخصوصاً تلويزيون و مطبوعات) از اين واكنش‌ها و تضادها و گاه سوءتعبير و سوءتفاهم‌ها بسيار بسيار اتفاق مي‌افتد. گوناگوني انديشه‌ها و تفرق زباني و قومي و گاه غلبه‌ي احساسات عمومي بر افكار عمومي در ايران و نيز عدم توسعه فرهنگ همگرايي و همه‌پذيري و البته عدم وجود جريان اطلاع‌رساني آزاد و نيز فضاي به شدت سياسي كشور و همچنين توسعه‌نيافتگي اينترنت و رسانه‌هاي مدرن و يا بي‌تجربگي برخي مطبوعات، از مهم‌ترين علل چنين رويدادهايي است.

در نهايت توصيه به اصحاب مطبوعات و مديران مسؤول و سردبيران نشريات و هر نوع مطبعه‌ و نشريه‌ي كاغذي داخلي و محلي و سراسري در ايران اين است كه اين نكته را نه به عنوان مساله‌اي محافظه‌كارانه بلكه به عنوان شناخت تاثير دو رسانه‌ي متفاوت و واكنش مخاطبين اين دو، در نظر بگيرند و در كپي مطالب از اينترنت و سايت‌ها به ويژه مطالب وبلاگي در حوزه جامعه و سياست و به ويژه از افراد ناشناس يا بدون سابقه مطبوعاتي كه قوانين و وضعيت موجود را نمي‌شناسند، بسيار مراقب باشند كه برايشان بعداً مشكل ايجاد نشود.

■ نكته:

مؤثرترين رسانه‌ها و ابزارهاي رسانه‌اي و فرهنگي در ايران از ديدگاه من به ترتيب:

1- شايعات و روايات شفاهي!

2- كانال‌هاي تلويزيون داخلي (صدا و سيما)

3- كانال‌هاي تلويزيون خارجي (ماهواره‌اي)

4- راديو‌هاي خارجي (بيگانه!)

5- راديوهاي داخلي (خودي!)

6- سينما، فيلم، ويديو

7- مطبوعات

8- اينترنت و وبلاگ‌ها

9 – كتاب

10- نمايش (ته‌آتر)

11- ساير

:: لينك ::

لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
يك ايراني عاشق صدام!
توصيفي بسيار زيبا درباره زمين
.
مزه مزه مي‌كنه بزنه نزنه
اگه مي‌توني منو بكش!
شوهر ظالم محصول رژيم!
همه چيز درباره فارنهايت 451
عضو شيردهي!
براي خودمان متأسفم!
وبلاگ‌نويسي و ترس از بزرگ شدن
نوشته‌هاي اصلي
ليست نوشته ها
گروه هاي نوشته ها

جستجو

آرشيو نوشته ها
شهريور ۱۳۸۹
شيدسچپج
۳۰ ۳۱ ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹
۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۱ ۲
خروجي هاي XML


ساير امکانات
جستجو
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
خروجي هاي اطلاعات

يك فنجان طنز تلخ
links
گزارش‌ها
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۶۹۸۲۹۴۰ صفحه
مشاهده امروز: ۴۷ صفحه
بيشترين مشاهده:
سه‌شنبه - ۲۱ آبان ۱۳۸۷
تعداد: ۱۴۹۷۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۳ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
دوشنبه - ۲۴ اسفند ۱۳۸۳
تعداد: ۷۷ نفر
تبليغات
دبليو ايکس بلاگ WX-Blog
نرم افزار مديريت وبلاگ، فتوبلاگ، روزنوشت و لينکدوني به همراه امکانات ويژه براي کاربران فارسي زبان
پي سي دانلود
P30 Download

بهترين مرجع نرم‌افزاري فارسي‌زبان

دانلود جديدترين نرم‌افزارهاي روز
گروه نرم‌افزاري وبيليکس
برنامه نويسي سايت‌ها و سيستم‌هاي نرم‌افزاري، مديريت سرورهاي اينترنتي و نرم افزاري و خدمات ثبت دامنه و تخصيص فضا
يك فنجان طنز تلخ

يك فنجان طنز تلخ - گزيده طنزهاي مطبوعاتي و اينترنتي ناصر خالديان، در كتاب‌فروشي‌هاي معتبر و غيرمعتبر!
Gooya UK
Gooya UK

Persian Media Resources with Direct Online Access to Persian TV Channels, Radio Stations, News, Links, World TV, Internet Tools & other Media Resources
نگاه طنز ناصر خالديان به جامعه، فرهنگ و رسانه‌ها

khaledian@gmail.com

جمعه - ۲۷ مرداد ۱۳۸۵
درباره ارتباط حسن جعفري و انقلاب مخملين مرحوم پرويز شاپور!


■ در شباهت لي و علي
يكي از بزرگان خيلي تميز مي‌فرمايد: «ميان اهل تمييز بودن يا غير آن، يعني شناخت آنچه حق است و درست با آنچه ناحق و نارواست، تنها به اندازه يك تار مو فاصله است». البته ايشان در مورد كساني كه فاصله‌هايي به قطر يك تير چراغ برق را هم نمي‌بينند اظهار نظر نكرده‌اند.
يكي از اين قضاوت‌هاي اشتباه در تشخيص حق، به «نام» افراد بازمي‌گردد كه گاه براي بعضي به دليل تشابه اسمي يا سوءاستفاده از نام او دردسرساز مي‌شود. فقط كافي است نگاهي به دفتر تلفن تهران يا شهرهاي بزرگ بيندازيد تا اسم‌هاي مشابه بسياري را گير بياوريد. يا كافيست در يكي از خيابان‌هاي ايران «علي» يا در يكي از خيابان‌هاي چين «لي» را صدا بزنيد!
حالا فرض كنيد اسم‌‌تان «كامبيزقلي تگزاس‌آبادي» باشد. از اين كه چنين اسم تك و سرشناسي داشته باشيد، به خود نمي‌باليد واحساس خوشبختي نمي‌كنيد!؟ نه!؟ پس واي به حال وقتي كه مثلاً اسم‌تان احمد محمدي، محمد محمدي، حسن حسيني، علي حسني و يا حسن جعفري باشد! بله حسن جعفري. و يك حسن جعفري هست كه نه به دليل عدم تمييز حق و باطل كه به دليل موذيگري و نيز پايين بودن هوش گردانندگان دو رسانه: 1- روزنامه جمهوري اسلامي 2- سايت روز آن‌لاين، بي اين كه روحش از ماجرا خبر داشته باشد فقط به خاطر استفاده مستعار از نام او مورد تهمت واقع شده و برخي افراد نيز به اصطلاح قضيه‌ي دهقان فداكار و حسين فهميده را با هم قاطي كرده و صرف پر كردن صفحاتشان هم اطلاعات غلط به خواننده داده و ذهن مخاطب را منحرف كرده‌اند و هم حيثيت هنرمندان و نويسندگان ديگر را مي‌‌برند.

■ وقتي مرحوم پرويز شاپور انقلاب مخملين مي‌كند!
قضيه از اينجا شروع مي‌شود كه در تاريخ 21 مرداد روزنامه جمهوري اسلامي در مقاله‌اي با عنوان در تدارك لشكر انقلاب مخملين با امضاي جديد و مستعار فردي به نام حسن جعفري ضمن اشاره به چاپ ويژه‌نامه سيدحسين نصر از برخي هنرمندان و نويسندگان به عنوان عوامل ايجاد انقلاب رنگي يا مخملي در ايران نام مي‌برد كه اينها هستند: رامين جهانبگلو، لوئيس چكناواريان، پرويز تناولي، كامبيز.د (درمبخش؟)، نادر مشايخي، آيدين آغداشلو. اين تحليل هم چنان آبكي است كه قابل اعتنا نيست. نام هيچ كدام از اينها ميان مردم عادي آن‌قدر مشهور نيست كه حداقل آنان را به عنوان هنرمندان طراز اول و درجه يك در زمينه شهرت بشناسند. بعد هم كودتاها و جنگ‌ها و بحران‌هاي عظيم نظام را تكان نداده چه رسد به انقلاب‌هاي قلابي رنگي! اين موج جديد «هويت»بازي و جريان عصبيت‌ساز و بدبين‌كننده باز هم بسيار قابل نقد است.
اما روز بعد سايت روزآن‌لاين در مقاله‌اي با عنوان: هنرمندان سرشناس در مظان اتهام كودتا ضمن اشاره به آن مقاله به طرز عجيبي نام مرحوم «پرويز شاپور» را به آن اضافه كرده و نام «نادر مشايخي» (رهبر اركستر سمفونيك تهران) را به «عليرضا مشايخي» (آهنگساز و سازنده موسيقي‌هاي الكترونيك و موسيقي تلفيقي) تغيير مي‌دهد كه اين دو خيلي با هم فرق دارند و عكس آنها را نيز مي‌گذارد! لازم به يادآوري است كه در روزنامه جمهوري اسلامي اسمي از مرحوم پرويز شاپور برده نشده و تنها اشاره شده: «كامبيزـ د. كاريكاتوريست مشهور تيم شاپور». اين كه چگونه اين دو اشتباه‌ فاحش آمده و روزآن‌لاين چطور نام مرحوم پرويز شاپور را همين‌طور آورده و حتي عكسش را زده‌اند چند استنباط فرض مي‌شود:
1- روزآن‌لاين هيچ اهميتي به فهم خوانندگان خود نمي‌دهد. اخبار و اسامي را به ميل و منافع خود تغيير مي‌دهد و بايد همه باور كنند.
2- اديتورهاي محترم روزآن‌لاين شيطنت كرده و اصل خبر را به ميل خود يك كلاغ چهل كلاغ كرده‌اند.
3- اديتورهاي محترم روزآن‌لاين يا خيلي بي‌حوصله شده يا اصلاً موظف نيستند كه در مورد اخبار ايران و تحليل‌ رويدادها و اسامي و صحت و سقم آنها دقت داشته باشند. هر چه پيش آمد خوش آمد.
4- اديتورهاي محترم روزآن‌لاين به مراجعه به چشم پزشك نياز مبرمي دارند.

■ پالتوي پوست سمور براي آقاي كاشي!
بامزه‌تر از همه در همان مقاله با امضاي اسفنديار صفارهرندي... ببخشيد «اسفنديار صفاري» ضمن تحليل اين موضوع نوشته شده:
نام "حسن جعفري" براي شمار زيادي از وبلاگ نويسان آشنا است. اغلب آنها اين شخصيت کذايي را به عنوان يک دوست وبلاگي و نديده مي شناسند. و جالب اينکه نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي نيز چنين نامي را به عنوان نام مستعارش برگزيده است. يکي از انديشمندان اصلاح طلب در وبلاگش درباره "حسن جعفري" مي نويسد: "لازم است بدانيد اين لباس تازه هديه دوست عزيزي است که ‏هيچگاه او را نديده‌ام و در اين روزگار وانفسا ندانستم چرا اينهمه وقت عزيز خود را صرف بنده ‏حقير کرد."
اينجا كساني كه از ماوقع اطلاع دارند به اين ناآگاهي و كشف ارتباط! روزآن‌لاين خواهند خنديد. حسن جعفري مورد اشاره در آن جمله، همان حسن جعفري ما و نويسنده وبلاگ زوال است كه مدت‌هاست وبلاگش را تعطيل كرده (و حتي فرد ديگري نام وبلاگ او را گرفته) و يكي از انديشمندان اصلاح طلب هم منظور آقاي محمدجواد غلامرضا كاشي است كه در وبلاگش زاويه ديد، از حسن جعفري ما براي تغيير قالب وبلاگش تشکر كرده و اينجا روزآن‌لاين فكر كرده خسن و خسين همان دختران معاويه‌اند! روز آن‌لاين نيز پاراگرافي را نقل كرده كه كسي هم نداند فكر مي‌كند حسن جعفري نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي بايد چقدر از پول بيت‌المال براي خريدن «لباس شيك» و گران‌قيمت يا احتمالاً پالتوي پوست سمور براي جواد كاشي هزينه كرده باشد! اينجا ديگر شق چهارم يعني ضعف بينايي نيست، به موذيگري و تحريف فكر مخاطب بيشتر مي‌ماند.

■ Hassan يا Hossein؟ مساله اين است
و اما بعد حسن جعفري عزيز ما به روز آن‌لاين توضيحي مي‌نويسد كه آن حسن جعفري روزنامه جمهوري اسلامي من نيستم و آن حسن جعفري مورد اشاره به عنوان وبلاگ‌نويس من هستم كه هيچ ربطي به من ندارد. روزآن‌لاين نيز در تاريخ 24 مرداد يادداشتي با عنوان پوزش از «حسين جعفري» مي‌نويسد:
«درج گزارش "هنرمندان سرشناس در مظان اتهام کودتا" يکي از وبلاگ نويسان خوب کشور ما را آزرد. حسين جعفري. با پوزش فراوان از آقاي جعفري و براي روشن شدن افکار عمومي به اطلاع مي‌رسانيم:
همان طور که در گزارش هم آمده گروهي از امنيتي‌هاي "بي نام" با سوء استفاده از نام افراد سرشناس، آشفتن فضاي مجازي را آغاز کرده‌اند. يکي ازاينان نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي است که از نام آقاي حسين جعفري سوء استفاده برده است. نويسنده گزارش مزبور نيز کوشيده بود در مطلب خود با ذکر فضايل آقاي حسين جعفري، علت سوء استفاده از نام او را ذکر کند؛ اما ظاهرا متن آنگونه که بايد روشن نبود، و موجب سوء تفاهم و آزردگي آقاي جعفري شد. لذا بار ديگر ضمن پوزش از ايشان، يادآوري مي کنيم که ذکر مشخصه هاي آقاي جعفري، تنها براي توضيح علت سوء استفاده از نام وي بوده است و لاغير. اميدواريم با اين توضيح گوشه‌اي از آزردگي اين همکار عزيز را برطرف کرده باشيم.»
اينجا يك بار ديگر روزآن‌لاين مرتكب اشتباه (يا شيطنت) شده و به جاي «حسن»، «حسين» را مي‌نويسد. اول به نظر مي‌رسد كه اين ناشي از همان شق چهارم يعني نياز مبرم به چشم‌پزشك باشد بعد اين گمان مي‌رود كه آيا واقعاً تشخيص نام حسن و حسين كه تايپ شده هم هست تا اين اندازه آي‌كيو و عينك ته استكاني مي‌خواهد؟
رسانه‌اي كه مراقب «حيثيت واقعي» ديگران نيست و تنها مي‌خواهد با اتكا به يك اسم و ماهيت مجازي كه شنيده آنتن يا صفحات خود را صرف منافع سياسي پر كند و با اين همه آشفتگي و بي‌مبالاتي بعد از مدتي بي‌اعتبار و غير قابل اعتماد خواهد شد و بي‌مسؤوليتي روزآن‌لاين در اين مورد و برخلاف نامه‌ي توضيح نويسنده با تحريف نام او به «حسين جعفري» به هيچ عنوان از سوي گردانندگان روزآن‌لاين قابل قبول نيست.
الغرض، حسن جعفري ما نه «همكار عزيز» روزآن‌لاين بوده نه نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي. اينها خودشان بريده و دوخته‌اند. شايد بعد از قضيه‌ي مصاحبه روزآن‌لاين با عبدالمالك ريگي كه داد همه را درآورد اين خبط‌هاي مكرر آنان، بيشتر عدم مسؤوليت و آشفتگي در روزآن لاين را مشخص مي‌كند.

■ هر حسن جعفري، حسن جعفري نيست!
بعضي‌ها تنها اهل فكرند. يعني انديشه و علم بسيار دارند و مردم به اين خاطر قبول‌شان دارند. بعضي‌ها اهل دلند يعني ممكن است سواد آنچناني هم نداشته باشند اما كاريزما دارند و به قولي خوش‌مشرب و خوش‌صحبتند.
«حسن جعفري» واقعي در اينجا، يعني كسي را كه به عنوان نويسنده سابق وبلاگ زوال مي‌شناسيم برخي از دوستان از نزديك ديده‌اند. دوست وارسته و عزيزي است كه هم اهل فكر است و هم اهل دل و امكان ندارد كسي از هر طيف و گروه فكري به وي و آن همه صفاي باطن به اضافه‌ي وسعت معلومات و انديشه‌اش جذب نشود. يك انسان اهل فرهنگ و ادب و يك هنرمند بسيار قابل احترام كه نه كاري به اين بازي‌هاي سياسي دارد و نه اهل اين نوع دوز و كلك‌هاست و نه به ورطه‌ي سياست‌بازي افتاده و بي هيچ ادعايي كار و فعاليت فكري و فرهنگي خودش را مي‌كند و بسيار بزرگ‌تر از اين حرف‌هاست كه براي اين و آن گروه سياسي قلم بزند. اصلاً نوشتن براي روزنامه جمهوري اسلامي يا طيف مخالف آن حقيرانه‌تر از درياي فكر و معرفت حسن جعفري‌اي است كه ما مي‌شناسيم.

■ نگاه از ديد چشم ماهي
واقعاً رسانه‌هاي ايراني دارند چه مي‌كنند و به كجا مي‌روند؟ دامن زدن به شايعه و يا دفاع از منافع سياسي به هر قيمت ممكن و عدم احساس مسؤوليت و عدم توجه به اين كه برخي اخبار و تحليل‌ها صرف منافع سياسي و گروهي شايد به انسان‌هايي آسيب برساند و هتاكي و عصبيت به رسم ناخوشايند برخي از اين رسانه‌ها تبديل شده است.
چيزي كه اينجا به نظر مي‌رسد اين است كه برخي رسانه‌هاي ايراني چه در داخل و چه در خارج، جهان و رويدادهاي ايران را گاهي از دريچه لنز Fish eye مي‌بينند و حاضر نيستند آن لنز لعنتي دگم بودن را بردارند و واقعيات موجود را بدون تحريف و اعوجاج مشاهده كنند.
شايد اگر حسن جعفري در يك كشور داراي حكومت فهيم و داراي قانون بود حق شكايت و اعاده‌ي حيثيت از دو طرف را داشت كه اين امكان ندارد اما يك چيز ديگر امكان دارد و آن اين كه ما هم نبايد چشم‌مان را ببنديم و مانند بز اخفش سر تكان دهيم و رسانه‌هايي را كه هر چه به خوردمان مي‌دهند به طور مطلق باور كنيم چون عرصه اطلاع‌رساني در اينترنت متاسفانه در برخي موارد به دليل شايعه و دروغ‌پردازي ناامن و غيرقابل اعتماد مي‌شود.
اين هشداري براي همه ما و اصحاب رسانه است كه بايد مراقب باشند كه با توجه به تراكم نام‌ها در فضاي مجازي اينترنت، صرف اتكا به هويت مجازي و نام افراد و صرف اين كه نامي را شنيده‌اند يا برايشان تداعي معني شده، كرامت و حيثيت واقعي افراد را مورد تهديد و آزار قرار ندهند.

● توضيح:
هر نظري اينجا نوشته شده، نظر شخصي نويسنده اين وبلاگ بوده و اين نظرهاي شخصي به دوست عزيز ما آقاي حسن جعفري هم مربوط نمي‌شود. مساله اين بود كه درست است ايشان از اسب وبلاگ افتاده‌اند اما از اصل دل و ذهن ما نيفتاده‌اند و لازم بود اين بازي با اسم ايشان جايي توضيح داده شود و نيز اشاره‌اي به مشكل تراكم اسامي مشابه و دقت صاحبان رسانه‌ها.

bullet_green در اين زمينه اينها را نيز از دوستان بخوانيد:
پارسا صائبي: پيرامون شيرينکارى اخير روزآنلاين و مسافرکشى ما
محسن مؤمني: باز هم درباره‌ي اعتماد به رسانه
محمدجواد غلامرضاکاشي: حسن جعفري و عارضه وانمودگي پيشاتکنولوژيک

-: ۵۳۲۵
http://noqte.com/blogs/blog.php?code=216
امکانات: Next Blog Previous Blog Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
اشخاص
مهدي جامي
حسن جعفري
سيمين چايچي
محمدسعيد حنايي كاشاني
عليرضا مجيدي
خسرو ناقد
حسين جاويد
هادي حيدري
يونس شكرخواه
سعيد جعفري




امکانات
تبادل لينک
به اينجا لينک داده‌اند:
ثبت سايت در ليست خودتان
مراجعه به: