همه ميدانيم كه با پتيشن و لوگو نميشود كاري از پيش برد و اين چيزها تنها براي بازگو كردن خشم و انزجار يا عكسالعمل به موضوعات سياسي و يا صرف احساسات در اينترنت مد شده است. اما در مورد قضيهي
نوشي و جوجههايش چون مسالهي متفاوتي است اين بنر شتابزده را صرفاً براي اطلاعرساني و يادآوري به ديگران ساختم كه شايد اگر كسي پيدا شد و دستي در كار داشت بتواند مشكل ايشان را به عنوان يك انسان مادر و نه وبلاگنويس و به عنوان فردي كه با قوانين موجود مشكل پيدا كرده و كودكانش را از او جدا كردهاند، حل كند. اگر به درد خورد در كنار بقيهي لوگوهايي كه ديگر دوستان محبت كرده و ساختند استفاده كنيد.
اما تفاوت مساله اين است كه اين حركت «احساسي» به لحاظ اين كه در ذات خود نشانگر ياري به يك انسان است، به نظرم مثبت و قابل تقدير است. همين مسالهي «مادر بودن» خود به تنهايي بيش از بسياري مسائل ديگر ميتواند منبع حركت و اظهار عواطف صميمانهي افراد باشد. قلباً و شخصاً از چنين حركتهايي حمايت ميكنم چون حداقل كمي اين فضاي سياستزده را تلطيف ميكند و حداقل روحيهي اين جمع انسانهاي پراكنده را به يكديگر نزديك ميكند. هر چند نهادهاي مدني موجود بايد به وظيفهشان در اين رابطه عمل كنند.
كاش اين فرهنگ ياري جمع به فرد يا حداقل اظهار همدردي را ميتوانستيم در جامعهي واقعي نيز به كار ببريم و به نظرم بسيار مثبتتر و فرهنگمدارتر از حركتها و شعارهاي سياسي است. و اي كاش به زمينههاي ديگر در همين رابطه و يا مشكلاتي نظير آن دقت ميكرديم و به ياري افرادي كه نياز به همدردي، همفكري و كمك ما دارند ميرفتيم. اين را بايد در دنياي واقعي پياده كرد وگرنه حرف زدن و پتيشن ساختن و لوگو گذاشتن كاري ندارد. راه مطلوب و درست اين است كه هر يك از ما اگر به نوشي و جوجههايش دسترسي داشت فارغ از شعار به كمك او بشتابد.
*
ليست وبلاگهاي حامي نوشي و جوجههايشاگر خواستيد اين بنر را در وبلاگ خود بگذاريد از اين كد استفاده كنيد:
---------------------
<a href="http://nooshi.ir"><img border="0" src="http://i7.photobucket.com/albums/y264/noqte/Nooshi.jpg" alt="حمايت مدني، حقوقي و عاطفي از نوشي و جوجههايش"></a>
---------------------
کد لوگوي کوچکتر:
---------------------
<a href="http://nooshi.ir"><img border="0" src="http://i7.photobucket.com/albums/y264/noqte/Nooshi-2.jpg" alt="حمايت مدني، حقوقي و عاطفي از نوشي و جوجههايش"></a>
---------------------
■ پينوشت:
چند نظر مخالف هم با ايميل دريافت كردم. يكي از نظرات مخالف را كه به مساله اكبر گنجي ربط دادهاند
اينجا بخوانيد. اتفاقاً برعكس شما و بسياري دوستان ديگر فكر ميكنم مساله و مشكل ما به هيچ عنوان اكبر گنجي نيست! اكبر گنجي يك نفر است و مشكل او محصول شرايط و سياستهاي روز و مشكل او «خودخواسته» و بر اساس اراده و آگاهي خودش است. اما مشكل نوشي و جوجههايش مربوط به هزاران نفر و يك مسالهي عميق اجتماعي و يكي از مشكلات اصلي جامعهي ماست.
همين پيچيده بودن قوانين مدني خودش تا سرحد جنون عذابآور است و نه نوشي بلكه بسياري از ما اگر مشكلي برايمان پيش بيايد به راستي نميدانيم در گرداب مسائل قضايي و بروكراسي آن چه كنيم. اگر اينجا هم نامي از او به عنوان يك فرد برده ميشود به خاطر احساس درد مشتركي است كه بسياري با او دارند و مشتي است نمونه خروار.
حتي اگر از نظر قانوني نوشي و جوجه هايش محق نباشند ما هم چون شما كه براي مسائل سياسي «موج» راه مياندازيد، حق داريم به عنوان اعضاي يك پيكر يك جامعه از يك انسان مادر دلجويي كنيم مگر نه!؟
شما ميتوانيد انساندوست نباشيد شما ميتوانيد سعدي باز و لطيف نباشيد ولي حق نداريد ديگران را متهم به نمايش كنيد. شما هنوز به خودتان جرات ندادهايد از پس نقاب ناممستعارتان بيرون بياييد چطور ديگران را متهم به نمايش دادن ميكنيد و به آنان امر ميكنيد فقط سياسي فكر كنند!؟
پينوشت۲:
ايشان هم در اعتراض به همدردي وبلاگستان با اين قضيه، وبلاگ خود را تعطيل كرد! وي اعتقاد دارد كه شايد نوشي مشكل رواني داشته باشد. (جلالخالق! برخي از اين نويسندگان خانم وبلاگستان هم يك كينههاي شتري قديمي و حسادتهاي اُمُلي دارند كه هنوز ذهنشان اسير و بدبخت اين چيزهاست).
پينوشت۳:
البته اين جواب تيزبينانه و طنزآميز را هم از دست ندهيد:
من سوشي را ميشناسم!