
مرداد امسال، سي و پنجمين سال نگارش «دائي جان ناپلئون» رمان طنز معروف ايرج پزشكزاد و مهمترين رمان طنز ايراني است. نويسنده با تسلط و اشراف بر طنز كلامي، داستاني روايتي از يك خاندان اشرافي خلق كرده كه دائي جان ناپلئون شخصيت اصلي آن در بيماري توهم توطئه گرفتار است و همهي اينها از ديدگاه نوجواني روايت ميشود كه به عنوان داناي كل قصه در تمام ماجراها حضور دارد. علاوه بر اين نقد رفتار ايراني و اشرافيگري بلاهتآميز، ايرج پزشكزاد استادانه و با مهارت هر چه تمامتر در خلق شخصيتهايي به يادماندني و دوستداشتني، دروغها و تزويرها و حسادتها و دو به هم زنيها و «ابتذال زندگي ايراني» را به نقد ميكشد و همهي اينها فارغ از اداهاي روشنفكرنمايي و شعار و با ظرافت و شيوايي بيان ميشود. مردمي كه جهان را تنها از ديدگاه تنگنظر و حقير خود ميبينند، اهل كار و توليد نيستند و در دايرهي جهل و خرافه و توطئهچيني و افتخارات پوچ به گذشته گرفتار آمدهاند. مردمي كه حتي ادبيات را براي تفاخرهاي پوچ و مضحك خود ميخواهند و فرا ميگيرند. مردمي كه چنان بر دور باطل و دايرهي فرهنگ بسته و بر اساس خرافهي خود ميچرخند كه تا لشكر بيگانهاي وارد خانهشان نشود در همان خواب غفلت ايراني ميمانند و ناگزير رويدادها را از منظري داييجان ناپلئوني تفسير ميكنند. دائيجان ناپلئون آينه تمام نمايي از زندگي ما ايرانيان است و از اين نظر، كتاب بسيار فراتر از يك كتاب طنز سرگرمكننده عمل كرده است.

علاوه بر آگاهي اجتماعي نويسنده به بنيادهاي فكري زندگي ايراني، تقابل آن را در مقابل رويدادهاي تاريخي (مانند جنگ جهاني دوم و اشغال ايران) به خوبي روايت ميكند و نشان ميدهد كه اين فرهنگ بسته تا چه اندازه در صورت وقوع بحران، پوشالي و آسيبپذير است.
در دائي جان ناپلئون هيچ يك از شخصيتها به طور مطلق سياه و مورد نفرت مخاطب نيستند. اگر دقت كنيم نه تنها دائيجان ناپلئون بلكه بازتابي از شخصيتهاي ديگر را در وجود و رفتار روزانهي خودمان نيز ميبينيم و اهميت كار ايرج پزشكزاد در عدم مطلقنگري و ظرافت طبع وي از همين جا ناشي ميشود. چندين شخصيت فرعي در داستان با چفت و بستهاي هوشمندانه و غيرزائد با محور و شخصيتهاي اصلي داستان در پيشبرد داستان نقش مؤثري دارند.
ايرج پزشكزاد ميگويد: هنگامى كه در وزارت امور خارجه مشغول به كار بودم به مهمانى شامى كه در آن ديپلماتهاى مختلف حضور داشتند دعوت شدم. در آن مهمانى آقاى هويدا نخست وزير وقت نيز حضور داشت. در مراسم مهمانى با سفير سوئيس صحبت مى كردم كه هويدا ما را براى صرف شام دعوت كرد. سفير سوئيس كه با كتاب دايى جان ناپلئون آشنا بود به هويدا گفت: آيا با آقاى پزشكزاد نويسنده كتاب دايى جان ناپلئون آشنا هستيد؟ هويدا دست مرا گرفت و در گوشه اتاق گفت: شما دائى مرا از كجا مى شناختيد؟ من هر چه گفتم دائى شما را نمىشناسم هويدا قبول نمىكرد! وى اصرار داشت همه حرفهايى كه در كتابم نوشتهام عين صحبتهاى دائي وى بوده است و اين نشان مىدهد بسيارى از ما يك «دائى جان» در خانواده داريم!

به جرأت ميتوان گفت كه مضمون كمتر كتاب طنزي در ادبيات ايران تا اين حد در افكار و محاورات مردم وارد شده است. تكرار و اشاره به ضربالمثلهاي سياسي و اجتماعي مانند: «كار، كار انگليساست» و يا «مثل دائي جان ناپلئون» و يا اشارات و كناياتي عاميانه نظر «سانفرانسيسكو»! و «بهوت افسرده» و «عضو شريف دوستعليخان» و حتي تكيه كلامهايي نظير: «دروغ چرا تا قبر آآآآ» و «مومنت! Momment» كه مدتها ورد زبان مردم بود، نشان از تاثير شگرف اين كتاب بر فرهنگ و ادبيات ايران و حتي محاورات عامه دارد. برخي شوخيهاي كلامي اگر چه در ظاهر ركيك به نظر ميرسند اما به دليل پرستيژ هوشمندانه و نقادانهي داستان، در خدمت ابتذال نيست بلكه درخدمت نقد و تعليم و هجو تفاخر پوچ اشرافي است و نظير برخي قصههاي مولوي و عبيد زاكاني در نقد روحيات و طرز فكر مردمان. هر چند سريال تلويزيوني آن در معرفي بيشتر كتاب نقش ارزندهاي داشت اما كتاب نيز خود به تنهايي هنوز تا آن حد محبوب هست كه نسل جوان جديد نيز از خواندن آن لذت ببرد.

سريال دائي جان ناپلئون كه با كارگرداني بسيار خوب ناصر تقوايي و بازي بازيگراني مانند غلامحسين نقشينه، پرويز صياد، پرويز فنيزاده، محمد علي كشاورز، سعيد كنگراني، نصرتالله كريمي، اسماعيل داورفر، پروين ملكوتي، محمود لطفي و ديگران بر مبناي كتاب ساخته شده هنوز جزو محبوبترين سريالهاي تلويزيوني ايران است. سريال هر چند تلاش كرده تا به متن اصلي وفادار باشد اما جاهايي ناگزير از تلخيص يا تغييراتي جزئي بوده است. اگر از برخي جنبههاي ابتذال آن بگذريم كه در دوره سلطهي فيلمفارسي بر سينما و تلويزيون ايران ناگزير بوده است، كارگرداني، بازيگري و ارائه نقش شخصيتهاي كتاب با مهارت هر چه تمامتر و به خوبي پيام كتاب را به مخاطب ميرساند. هر چند كتاب نيز به تنهايي تا آن حد قوي است كه ميتوان بدون ديدن سريال آن، نقشها و شخصيتها را به خوبي در ذهن تصور نمود.
در برخي كشورها رسم است كه از تاثيرگذاران بر ادبيات و فرهنگشان و يا كتابهاي معروف در مراسمها و جشنها و مناسبات مختلف تقدير ميشود. اين مطلب كوچك اداي تقديري است به ايرج پزشكزاد و تاثير موثر او بر بخشي از سينما و ادبيات طنز در ايران و آرزوي سلامتي براي ايشان.